تبليغاتX
دردی کشان

سلام دوستان عزیز

شما می توانید عکس هایی از سهیل محمودی،شاعر هم روزگار ما را در وبلاگی با این آدرس ببینید:

www.soheil-pic.blogfa.com

 

+ نوشته شده توسط پوریا محمودی در یکشنبه هفتم بهمن 1386 و ساعت 21:35 |

با حضرت استاد محمد ابراهیم باستانی پاریزی

+ نوشته شده توسط پوریا محمودی در شنبه ششم بهمن 1386 و ساعت 21:22 |

با احمد موسوی بجنوردی

+ نوشته شده توسط پوریا محمودی در شنبه ششم بهمن 1386 و ساعت 21:14 |
وداع با دختر پاکستان

 

پیکر بی نظیر بوتو در کنار مقبره پدرش دفن شد

لحظه انفجار خودروی حامل بی نظیر بوتو

پیکر بی نظیر بوتو، رهبر حزب مردم پاکستان که روز گذشته در راولپندی ترور شد، ساعاتی پیش در کنار مقبره پدرش در میان اندوه و تاثر دهها هزار نفر از شرکت کنندگان در این مراسم، دفن شد.

دهها هزار نفر در خاکسپاری بی نظیر بوتو شرکت کردند. عزاداران جنازه بی نظیر بوتو را در حالی که در پرچم حزب مردم پاکستان پیچیده شده بود، به آرامگاه خانوادگی شان بردند و در کنار مقبره ذوالفقار علی بوتو، پدرش، دفن کردند. در این مراسم که در روستای قاری خدابخش از توابع لارکانه، زادگاه خانواده بوتو برگزار شده بود، آصف علی زرداری همسر بی نظیر بوتو ، بخت آور و آصفه، دو دختر و بیلوال پسر بی نظیر شرکت داشتند و بر مقبره مادرشان گلبرگ های گل سرخ ریختند. آصف علی زرداری امروز از امارات وارد پاکستان شد.

بی‌نظیر بوتو نخست وزیر پیشین پاکستان روز پنجشنبه ششم دی ماه (27 دسامبر) در یک حمله انتحاری پس از خروج از یک اجتماع انتخاباتی در راولپندی هدف تیراندازی قرار گرفت و پیش از رسیدن به بیمارستان در ساعت هجده به وقت محلی کشته شد. مهاجم پس از تیراندازی به وی بمب همراه خود را نیز منفجر کرد که به مرگ حداقل 28 نفردیگر منجر شد.

به دنبال اعلام خبر مرگ وی توسط مقامات پاکستانی در این کشور وضعیت فوق العاده و آماده باش کامل برقرار شد، پرویز مشرف، رئیس جمهور پاکستان بر روی صفحه تلویزیون ظاهر شد و اسلام گرایان افراطی را متهم به این ترور کرد. وی از مردم پاکستان درخواست کرد تا آرامش خود را حفظ کنند و مانع از برآورده شدن توطئه دشمنان پاکستان شوند. رئیس جمهور پاکستان خود نیز چند بار هدف حملات تروریستی قرار گرفته بود که همه این حملات به اسلام گرایان افراطی نسبت داده شده است.

به دنبال کشته شدن رهبر حزب مردم پاکستان، شورش و اغتشاش تمامی شهرهای پاکستان را دربرگرفت و زدوخورد میان هواداران این حزب با پلیس آغاز شد، در این درگیریهای گسترده که برخی گزارشها حاکی از کشته و زخمی شدن تعدادی از تظاهرکنندگان در آن است، به صدها خودرو و اماکن دولتی و عمومی خسارت وارد آمد.

طرفداران حزب مردم پاکستان معتقدند که اگر هم دولت مشرف در ترور وی دخالت نداشته است، آشکارا از اتخاذ تدابیر امنیتی لازم در این زمینه سرباز زده است.

شورش و درگیریهای گسترده ای پاکستان را فراگرفته است

نوازشریف، رهبر حزب مسلم لیگ، رقیب انتخاباتی بی نظیربوتو که ساعاتی پس از ترور بی نظیر بوتو در بیمارستان عمومی راولپندی که پیکر بوتو به آنجا انتقال داده شده بود، حضور یافت و ضمن ابراز تاثر شدید از مرگ وی اعلام کرد که حزب وی در اعتراض به کاستی صورت گرفته در محافظت از جان بوتو، انتخابات هشتم ژانویه مجلس ملی این کشور را تحریم خواهد کرد و خواستار استعفای مشرف است.

پرویز مشرف در پیام خود همچنین به وجود یک خطای امنیتی جدی در محافظت از جان رهبر اپوزیسیون پاکستان معترف شده بود.

طرفداران نواز شریف نیز در صبح همان روز در نزدیکی همان شهری که بوتو ترور شد مورد حمله تروریستی قرار گرفته بودند که به مرگ چهار نفر انجامیده است.

درحالی که حدس و گمان ها در باره عوامل ترور رهبر حزب مردم پاکستان ادامه دارد، رسانه های پاکستانی خبر از دخالت القاعده در این ترور داده اند، گفته می شود القاعده همچنین ضمن تماس با برخی دیگر از خبرگزاریهای بین المللی مسئولیت این ترور را برعهده گرفته است.

تابوت بی نظیر بوتو به آرامگاه خانوادگی ش انتقال می یابد

در روز ورود وی به پاکستان در هجدهم اکتبر، در مراسم استقبال از وی در شهر کراچی نیز دو حمله انتحاری به کاروان حامل وی، بیش از 130 کشته برجای گذاشت.

اما بی نظیر بوتو گفته بود که از این تهدیدات نمی هراسد و برای پیشبرد دمکراسی و برابری برای مردم پاکستان به فعالیت سیاسی خود ادامه خواهد داد.

درحالی که در پاکستان سه روز عزای ملی اعلام شده است، همچنان سرنوشت انتخابات هشتم ژانویه در هاله ای از ابهام قرار دارد.

بی نظیر بوتو پس از سالها تبعید خودخواسته در دبی، دو ماه پیش برای شرکت در این انتخابات با توافقی با پرویز مشرف مبنی بر تقسیم قدرت و عفو، وارد کشورش شده بود و بسیاری از ناظران معتقد بودند که این بار نیز حزب چپ میانه مردم پاکستان اکثریت کرسی های این مجلس را از آن خود خواهد کرد و بی نظیر بوتو برای سومین بار به نخست وزیری خواهد رسید.

بسیاری از رهبران کشورهای جهان از جمله آمریکا، بریتانیا، روسیه، ایتالیا، فرانسه، چین، افغانستان وهند به شدت این ترور را محکوم کرده و نسبت به آینده دمکراسی در پاکستان ابراز نگرانی کرده اند. دبیرکل سازمان ملل نیز در یک کنفرانس مطبوعاتی با محکومیت این ترور، خواستار برگزاری انتخابات در این کشور شد.

بی نظیر بوتو، رهبر اپوزیسیون پاکستان که در 54 سالگی کشته شد

ساعاتی پس از ترور رهبر اپوزیسیون پاکستان، شورای امنیت سازمان ملل جلسه ای اضطراری تشکیل داد و ضمن بررسی وضعیت پاکستان در بیانیه ای این ترور را به شدت محکوم و خواستار پیگیرد عوامل آن شد.

حوالی ظهر امروز به وقت محلی، تابوت چوبی بی نطیر بوتو در حالی که با پرچم حزب مردم پاکستان پوشیده شده بود به روستای گرهی خدابخش در ایالت سند پاکستان منتقل شد و پس از برگزاری مراسم مذهبی، در کنار آرامگاه پدرش به خاک سپرده شده بود. بی نظیر بوتو، چهارمین فرد خانواده است که در راه آرمانهای سیاسی خود کشته شده است.

در همین حال در اغلب شهرهای پاکستان، تظاهرات و درگیری بین طرفداران حزب مردم پاکستان و پلیس ادامه دارد و تظاهرکنندگان شعار می دهند: "بی نظیر زنده است."

به دنبال انتشار خبر ترور بوتو در پاکستان، بازار سهام دچار آشفتگی شد و قیمت نفت به مرز هر بشکه 98 دلار رسیده است.

 

وقایع‌نگاری زندگی «بی نظیر بوتو»

بی‌نظیر بوتو، رهبر حزب مردم پاکستان که شامگاه ششم دی (۲۷ دسامبر) بر اثر حمله تروریستی در شهر راولپندی جان باخت، در ۲۱ ژوئن ۱۹۵۳ در شهر کراچی به دنیا آمد و در طی ۵۴ سال حیات خود یکی از تاثیرگذارترین رهبران سیاسی این کشور بود.

ایندیرا گاندی، ذوالفقار علی بوتو و بی نظیر بوتو، هر سه رهبر سیاسی کشته شدند.

۳۰ نوامبر ۱۹۶۷: حزب مردم پاکستان (PPP) که یک حزب میانه چپ‌گرا بود، توسط پدرش ذوالفقار علی بوتو بنیان گذاشته شد. این حزب با شعار: «اسلام، دین؛ دموکراسی، سیاست؛ و سوسیالیسم، اقتصاد ماست؛ همه قدرت به دست مردم» پا به حیات سیاسی پاکستان گذاشت.

۱۹۷۷ - ۱۹۷۱: پدرش به ریاست جمهوری و نخست‌وزیری پاکستان رسید که سرانجام با کودتای نظامیان، برکنار شد و به اتهام فساد مالی، به زندان افتاد.

۱۹۷۳: بی‌نظیر بوتو از دانشگاه هاروارد در رشته راهکارهای تطبیقی حکومت (علوم سیاسی) فارغ‌التحصیل شد.

۱۹۷۷ - ۱۹۷۳: تحصیلات در دانشگاه آکسفورد در رشته های علوم سیاسی و حقوق بین‌المللی، در سال ۱۹۷۶ در همین دانشگاه به عنوان اولین زن آسیایی به عنوان رییس شورای دانشگاه برگزیده شد. در پایان سال ۱۹۷۷ وی به پاکستان بازگشت.

بی نظیر بوتو کمی پیش از برگزیده شدن به سمت نخست‌وزیری در سال ۱۹۸۸

چهار آوریل ۱۹۷۹: اعدام پدرش به اتهام فساد مالی و انتقال بی‌نظیر بوتو و مادرش به یک مقر امنیتی و حبس خانگی.

۱۹۸۴: پایان حبس خانگی بی‌نظیر بوتو و موافقت با خروج وی از کشور. وی به بریتانیا بازگشت و بلافاصله به عنوان رهبر حزب مردم پاکستان برگزیده شد.

۱۸ ژوئیه ۱۹۸۵: برادرش شاهنواز در فرانسه کشته شد.

۱۶ نوامبر ۱۹۸۸: در اولین انتخابات آزاد پاکستان پس از یک دهه، حزب مردم پاکستان اکثر کرسی‌های مجلس را از آن خود ساخت.

۱۸ دسامبر ۱۹۸۷: با آصف علی زرداری، سیاستمدار پاکستانی در شهر کراچی ازدواج کرد.

اول دسامبر ۱۹۸۸: پس از پیروزی حزب مردم پاکستان در انتخابات وی به نخست‌وزیری رسید. به این ترتیب وی اولین زنی بود که رهبری یک کشور مسلمان را به دست گرفت. وی هم‌چنین در سن ۳۵ سالگی جوان‌ترین رهبر یک کشور اسلامی نیز به شمار می‌رفت.

هفدهم اکتبر، بی نظیر بوتو اعلام کرد که روز بعد به پاکستان باز می‌گردد

ششم آگوست ۱۹۹۰: غلام اسحاق خان، رییس‌جمهور پاکستان، بی‌نظیر بوتو را به اتهام فساد مالی و سوء استفاده از قدرت از کار برکنار نمود و اعلام کرد که انتخابات تازه‌ای برگزار خواهد کرد. بوتو این اقدام را غیرقانونی و مخالف قانون اساسی خواند.

اکتبر ۱۹۹۳: حزب بوتو با ردیگر در انتخابات به پیروزی رسید و وی به دفتر نخست‌وزیری بازگشت.

۱۹۹۶: میرمرتضی، برادر کوچک‌ترش در کراچی به دست پلیس کشته شد. این واقعه سبب درگیری‌های گسترده طولانی در این شهر شد که صدها کشته بر جای گذاشت.

نوامبر ۱۹۹۶: با ردیگر دولت بوتو به اتهام سوء مدیریت، برکنار شد و همسرش که وزیر محیط زیست بود، به اتهام فساد مالی به هشت سال زندان محکوم گردید.

آوریل ۱۹۹۹: بوتو به اتهام فساد مالی به پنج سال زندان محکوم شد. دادگاه وی را از شرکت در فعالیت‌های سیاسی منع و هم‌چنین به پرداخت ۸.۶ میلیون دلار جریمه محکوم کرد. بی‌نظیر بوتو به دیوان عالی کشور شکایت برد و به تبعید در دبی رفت.

هجدهم اکتبر، لحظه ورود بی نظیر بوتو به پاکستان

ژوئیه ۲۰۰۳: دادگاهی در سوییس، بوتو و همسرش را به دلیل پول‌شویی گناهکار شناخت. این حکم در نوامبر همان سال توسط دادگاه عالی سوئیس ملغی اعلام شد.

نوامبر ۲۰۰۴: همسر بوتو از زندان آزاد شد.

۱۴ سپتامبر۲۰۰۷: بوتو اعلام کرد که به زودی به کشورش باز می‌گردد.

پنجم اکتبر ۲۰۰۷: پرویز مشرف، رییس‌جمهور پاکستان به امید کسب مجدد قدرت و پیروزی در انتخابات، بی‌نظیر بوتو را عفو کرد و امکان تقسیم قدرت با وی را مطرح ساخت.

۱۸ اکتبر ۲۰۰۷: بی‌نظیر بوتو پس از هشت سال تبعید خودخواسته، به کشورش بازگشت. ساعاتی پس از ورود او به کشور، کاروان همراه وی در جمع هزاران نفر از هوادارانش در کراچی هدف دو بمب‌گذاری انتحاری قرار گرفت و ۱۳۶ نفر جان باختند؛ اما خود وی از این سوء قصدها جان سالم به در برد.

آخرین تصویر بی نظیر بوتو پیش از ترور که با موبایل گرفته شده است

۹ نوامبر ۲۰۰۷: پس از اعلام وضعیت فوق‌العاده، بوتو تحت بازداشت خانگی در اسلام‌آباد قرار گرفت.

۱۲ نوامبر ۲۰۰۷: امکان تقسیم قدرت با مشرف را رد کرد و خواستار راهپیمایی علیه وضعیت فوق‌العاده شد. پلیس اجازه شرکت در این راهپیمایی را به وی نداد.

۱۳ نوامبر ۲۰۰۷: بوتو خواستار استعفای مشرف شد و گفت که هرگز به عنوان نخست‌وزیر با وی همکاری نخواهد کرد.

۲۰ نوامبر ۲۰۰۷: هشتم ژانویه به عنوان تاریخ برگزاری انتخابات مجلس تعیین شد.

۲۵ نوامبر ۲۰۰۷: مشرف به تبعید نواز شریف رهبر حزب مسلم‌لیگ خاتمه داد تا بتواند به عنوان رقیب بوتو، وارد میدان شود.

۲۶ نوامبر ۲۰۰۷: شریف و بوتو نامزد نمایندگی در انتخابات شدند.

۱۵ دسامبر ۲۰۰۷: وضعیت فوق‌العاده در پاکستان ملغی شد.

۲۷ دسامبر ۲۰۰۷: رهبر حزب مردم پاکستان با اسلحه و بمب هدف حمله تروریستی قرار گرفت و پیش از رسیدن به بیمارستان، جان سپرد.

 

+ نوشته شده توسط پوریا محمودی در چهارشنبه دوازدهم دی 1386 و ساعت 10:4 |
 
 

نشر ثالث منتشر کرد:

 

+ نوشته شده توسط پوریا محمودی در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 و ساعت 19:28 |
مفتون اميني در رونمايي دفتر شعر سهيل

محمودي:

شعرهاي كتاب درد شخصي نيستند؛ درد مشترك‌اند


مراسم رونمايي از مجموعه‌ي شعر «شهر ديري است كه رفته‌ست به خواب» سهيل محمودي روز پنجشنبه برگزار شد.

در اين مراسم كه اجراي آن به‌عهده‌ي حسين پاكدل بود، يكي از شعرهاي قيصر امين‌پور خوانده و با فاتحه‌ و يك دقيقه سكوت، ياد او گرامي داشته شد.

ساعد باقري كه از جانب سهيل محمودي براي عرض خير مقدم به ميهمانان پشت تريبون حاضر شد، از خود و سهيل محمودي با عنوان دوقلو ياد و از كساني كه براي ارج نهادن به هنر و ادبيات در حال حركت اين روزگار، حضور پيدا كرده‌اند، تشكر كرد.

اين شاعر افزود: سهيل همين است كه هست، چه در شعرهايش و چه در زندگي، و هر كس مي‌خواهد بفهمد كه پيوند سهيل با مردم تا چه پايه است، بايد او را در ميان مردم ببيند. همواره بدترين شكنجه براي سهيل اين است كه با مردم نباشد و نمي‌تواند با مردم كوچه و بازار درنياميزد. اين پيوندي اصيل است و سهيل شعار مردمي بودن نمي‌دهد. او به مخاطبانش احترام مي‌گذارد و عرضه‌ي اين‌گونه كتاب هم برخاسته از همان احترام به مخاطب است.

وي در ادامه با اشاره با سابقه‌ي دوستي بيست و چند ساله‌اش با سهيل محمودي، يادآور شد: سهيل به صميميت زبان بسيار اهميت مي‌دهد و ممكن است اين تلقي شود كه از فخامت زبان چشم‌پوشي كرده است.

باقري شعري را از سهيل محمودي خواند كه براي حضرت علي (ع) بود و از اين شعر به‌عنوان منشوري از مفهوم عدالت ياد كرد و افزود: بايد به تكنيك‌هايي كه سهيل پنهاني از آن‌ها استفاده كرده است، با دقت بيش‌تري نگاه كنيم. همچنين از شعر «‌توسن» به‌عنوان شناسنامه‌ي شاعري سهيل محمودي ياد و تصريح كرد: ‌مجموعه‌ي شعر سهيل نسلي را نمايندگي مي‌كند كه ستايشگر مردمي‌ها، راستي‌ها و صدق‌هاست و همواره از رياكاري، تملق و چاپلوسي‌ها گريزان بوده‌ است.

اما بهاءالدين خرمشاهي در آغاز سخن از سهيل محمودي، علي دهباشي و علي‌اصغر محمدخاني به‌عنوان افرادي نهضت‌انگيز و كساني كه جمع‌هايي را جور مي‌كنند، ياد و در ادامه به 30 سال دوستي‌اش با سهيل محمودي اشاره كرد و درباره‌ي شعر او گفت: شعر ناب سهيل، زبان و بيان رسايي دارد و اين همه شعرداني و شعرخواني مي‌برازد كه چنين زباني داشته باشد. هيچ‌جا زبان كاستي ندارد و همچنين از معنا عقب نمي‌ماند. زبان آشناي راسخي دارد كه به محض خوانده شدن، مفهوم واقع مي‌شود. البته گاه سطرهاي درخشاني پيدا مي‌شوند كه بايد معناي آن‌ها را رسانيد، كه از جمله «من به گوشه‌ي درويشي عدم بودم» است، كه البته يك شعر كامل هم هست.

اين پژوهشگر در ادامه به شعر «ساقي‌نامه» ‌اشاره و از آن شعر به‌عنوان كار مهمي ياد كرد كه با بسياري از ساقي‌نامه‌هاي بزرگ ادب پارسي قابل مقايسه است.

خرمشاهي در پايان شعرهاي «توسن»‌، «‌چيستان»، «‌بهار را صدا بزن»‌، «‌دعاي عهد»، «تولدي ديگر»، «كابوس»‌، «راهنمايي و رانندگي»‌، «‌سفرنامه‌ي مناسك»‌، و «ساقي‌نامه‌» را شعرهاي در اوج اين دفتر دانست و سخنش را با خواندن شعر «‌ساقي‌نامه» پايان داد.

احمد مسجدجامعي هم از سهيل محمودي به‌عنوان كسي ياد كرد كه او را در عرصه‌هاي مختلف مي‌شناسيم و افزود: او هم اهل شعر است و هم شعرهايش اين ويژگي را پيدا كردند كه به تصنيف تبديل شوند و مورد استقبال هم قرار گيرند و اين براي شاعري كه در زمان حياتش اين مقبوليت را پيدا كند و مردم با اين شعرها همنوا شوند، امر مهمي است. از طرفي در حوزه‌ي مطبوعات هم نوشته‌هايي دارد كه البته مخاطب هم دارند. آن زماني هم كه در كتاب هفته بوديم، بخشي از مطالب به قلم وي منتشر مي‌شد و وجه سوم فعاليتش، مديريتي است كه در اجراي برنامه‌هاي فرهنگي - هنري در سطح كشور دارد و عموم برنامه‌هايي كه اصحاب ادب برگزار مي‌كنند، سهيل را متناسب چنين برنامه‌هايي مي‌دانند.

عضو كميسيون فرهنگي شوراي اسلامي شهر تهران در ادامه خاطرنشان كرد: سهيل محمودي سنت‌هاي گذشته را مي‌داند و از سويي از نيازهاي امروز آگاه است و يك جور بين هويت ملي و هويت ديني، قديم و جديد و تاريكي و روشنايي را جمع مي‌كند و با نگاهي به اين مجموعه‌ي شعر، مي‌بينيم كه اين فضا نيز در شعرهايش هست.

مسجدجامعي در پايان تصريح كرد: برخي از واژگان اين مجموعه به حوزه‌ي دين تعلق دارند و برخي نيز در حوزه‌ي ايرانيت معنا دارد و درواقع هر كسي گوشه‌اي از خودش را در اين شعرها مي‌بيند.

سپس مفتون اميني در سخناني در اين مراسم كه در محل نشر ثالث برگزار شد، اظهار كرد: خوب است بدانيم كه زياد خواندن بلبل گوش‌آزاري نيست. كسي كه خواننده آفريده شد، بايد بخواند و همچنين كسي كه نويسنده آفريده شد، بايد بنويسد. سهيل هم شاعر و خطيب آفريده شده؛ شاعر و خطيبي با روح عارفانه و او بايد روحش را بشويد و يكي از ناگفته‌هاي دل شما را مي‌گويد و چه فرقي دارد كه از پشت كدام بلندگو گفته مي‌شود.

اين شاعر تصريح كرد: اين كتاب دردنامه‌هاي شخصي سهيل محمودي نيست؛ به قول احمد شاملو، دردهاي مشترك‌اند.

به گزارش ايسنا، اسماعيل اميني نيز از اين روزگار به‌عنوان روزگار غلبه‌ي غربت و گسترده شدن وحشت و تنهايي ياد كرد و افزود: همه‌ي آن چيزهايي كه پناه انسان بودند، در اين هجوم گسترده‌ي ديو تنهايي دارند تسخير مي‌شوند و يكي از آن حوزه‌هايي كه پناه انسان است، شعر است. اما گويي شعر هم به تسخير اين ديو درآمده است!

اميني همچنين گفت: وقتي ارزش مجموعه‌هاي شعرهاي سهيل محمودي، قيصر امين‌پور و سيدحسن حسيني را متوجه مي‌شوم كه با آن تصور عمومي از شعر و شاعر قياس مي‌كنم و معدودند مجموعه‌هاي شعري از اين گونه و «دستور زبان عشق» و همچنين معدودند شاعراني چون سهيل، قيصر و... . اين دريغ بزرگي است كه دلخوشي‌ها ما دارند به تسخير آن ديو مهيب درمي‌آيند.

همچنين يونس شكرخواه در سخناني كوتاه گفت: به گمانم سهيل در بين رفقايم يك رمز است، كه هر كس سعي مي‌كند به شيوه‌ي خود از آن رمزگشايي كند. عده‌اي در حوزه‌ي تصوير، عده‌اي در حوزه‌ي ادبيات و عده‌اي در حوزه‌ي سينما. غير از اين رمز بودن، يك محتوا هم براي سهيل قائل‌ام، كه از ديد ارتباطات به آن نگاه مي‌كنم.

اين استاد ارتباطات در ادامه تصريح كرد: ساعد از سهيل به‌عنوان انساني مردم‌دار ياد مي‌كند، كه غير را خودش مي‌بيند و بي‌هيچ معامله و درخواستي دستش را باز مي‌كند.

سهيل محمودي نيز از بزرگ‌تري، بزرگ‌ترها و حضورشان نه براي رونمايي كتاب، بلكه براي محفل انسي كه تشكيل شده است، تشكر كرد.

او همچنين از فرهنگ به‌عنوان يك حيات آرام، نرم و بي‌هياهو ياد كرد و افزود: اين حيات ‌آرام بي‌هياهو در اعماق خودش را نشان مي‌دهد. چهارهزار شاعر در دربار سطان محمود بودند. آن‌ها همه‌ چاه عميق بودند؛ اما تعدادي قنات هستند و آن فردوسي و ناصرخسرو هستند و اين دو قنات آمده‌اند تا رسيده‌اند به دست ما؛ اين قناتي كه قرار است سيرابي تشنگان فرهنگ را ميسر كند.

همچنين در اين مراسم، كيوان سپهر به بيان خاطره‌اي پرداخت.

همايون خرم، اسماعيل سعادت، رضا سيدحسيني و منوچهر صدوقي سها هم از جمله حاضران بودند.

+ نوشته شده توسط پوریا محمودی در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 و ساعت 19:22 |
نامه معاون وزير به سهيل محمودي
 
 محسن پرويز معاون فرهنگي وزير ارشاد از ارسال نامه يي به شخصي خبر داد که به گفته او در مراسم ترحيم قيصر امين پور به وزير فرهنگ و ارشاد توهين کرده بود.محسن پرويز در گفت وگو با خبرگزاري مهر در اين باره گفت؛«مردي که در مراسم بزرگداشت قيصر امين پور که وزير هم آنجا نشسته بود، پشت تريبون به وزير توهين مي کند و وزير هم تا آخر کار مي نشيند و حرفي نمي زند، هدفش اين است که وزير ديگر به اينگونه جلسات نرود.»به گزارش مهر، اين واکنش در پاسخ به سخنان سهيل محمودي در مراسم درگذشت قيصر امين پور در مسجد جواد الائمه صورت گرفت. سهيل محمودي در اين مراسم ضمن انتقاد از بي تفاوتي و سکوت «انجمن قلم ايران» در مقابل درگذشت قيصر امين پور گفته بود؛«کساني در اين چند روز مصاحبه هايي کردند که امين پور روحش از آن حرف ها و نسبت ها خبر نداشت. از اينکه کسي در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي مي نشست و توقع داشت که قيصر امين پور برود و مسلماني خودش را اثبات کند، دل خون بود.»
+ نوشته شده توسط پوریا محمودی در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 و ساعت 19:15 |
«قيصر امين‌پور براي همه‌ي مردم ايران است»

 

مراسم ترحيم قيصر امين‌پور  در مسجد الجواد (ع) تهران برگزار شد.

در مراسم يادبود امين‌پور كه ازسوي خانواده‌ي او و با حضور جمع زيادي از چهره‌هاي مختلف ادبي، فرهنگي و سياسي همراه بود، ابتدا پيام مقام معظم رهبري به‌مناسبت درگذشت قيصر امين‌پور توسط ساعد باقري خوانده شد.

همچنين مشفق كاشاني - رييس شوراي شعر و ترانه‌ي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي - در سخناني اظهار كرد: هنوز شراره‌هاي داغ درگذشت ناگهاني سيدحسن حسيني بر دل و جان‌مان سايه افكنده بود، كه سفر نابهنگام امين‌پور داغي تمام‌عيار را بر دل‌مان نهاد.

اين شاعر پيشكسوت تصريح كرد: امين‌پور در دوران كوتاه، اما پربار عمر خود، آثاري برجسته در زمينه‌هاي جنگ تحميلي، انقلاب شكوهمند اسلامي ايران و همچنين مسائل اجتماعي خلق كرد و در صف اول شاعران و نويسندگان معاصر قرار گرفت.

او در ادامه تأكيد كرد: امين‌پور گنجينه‌اي ارجمند از شعر و نثر بر جاي گذاشت، كه براي نسل امروز، فردا و فرداها، هرگز تازگي خود را از دست نداده و نخواهد داد.

مشفق كاشاني همچنين يادآور شد: او وراي هنر شاعري و نويسندگي، به انسانيت و بزرگواري، زبانزد خاص و عام بود و هيچ‌گاه دلي را نيازرد.

وي سخن خود را با بيتي از سنايي به پايان برد و سروده‌هايش را در سوگ امين‌پور خواند.

حجت‌الاسلام محمدرضا اشراقي - پدر همسر قيصر امين‌پور - نيز با بيان خاطره‌اي از مراسم ازدواج امين‌پور با دخترش و خواندن نماز اول وقت امين‌پور كه چقد او را خوشحال كرده است، گفت: امين‌پور عزيز، نجيب، شريف و متدين بود. با همه‌ي آن دانشي كه در دل اندوخته بود، كم‌حرف و ساكت بود.

اشراقي همچنين اظهار كرد: قيصر براي خانواده‌ي خودش نبود؛ حتا براي پدرش هم نبود؛ براي همه بود؛ براي همه‌ي مردم ايران است.

سهيل محمودي هم كه اجراي مراسم را بر‌عهده داشت، در سخناني گفت: در چند روز اخير در جايگاه‌هاي گوناگون صحبت‌هايي شده كه تحليل خواهم كرد؛ نه از طرف خودم، بلكه از طرف خانواده‌ي امين‌پور و از طرف دوستان و كساني كه از روزي كه امين‌پور از دزفول به تهران آمده و از سال 56 تا لحظاتي كه از دنيا رفت، با او هم‌نفس بوده‌اند. حرف‌هاي مهمي دارم كه با شما مطرح خواهم كرد و گله‌اي هم از نامهرباني‌هاي زمانه خواهم داشت.

وي در ادامه گفت: نكته‌اي كه بايد درباره‌ي زندگي امين‌پور دانست و او خودش مصر بود، آن‌ها را در شعرش و رفتارش اعلام كند، ابتدا ايمان‌مدار بودن و ايمان‌دار بودن و پايبندي او به آيين مسلماني است؛ چه قيصر دهه‌ي 60، چه قيصر دهه‌ي 70 و چه قيصري كه تا نيمه‌هاي اين دهه زندگي خودش را ادامه داد. او در همه‌ي عمر با اعتقاد و به آيين مسلماني زيست و با زلالي ايمان‌مدار خود، زندگي‌اش را جلوه و جلا بخشيد. اما در روزگاري هستيم كه به تعبير خود قيصر، روزگار احتمال است و نان به روز خوردن كساني از قبل ايمان، و قيصر امين‌پور از اين دسته افراد نبود.

اين شاعر يادآور شد: روز تشييع قيصر كساني آمدند عكس يادگاري گرفتند و حرف‌هايي گفتند كه زندگي قيصر سرشار از دل پرخون از دست آن‌ها بود. كساني در اين چند روز مصاحبه‌هايي كردند كه امين‌پور روحش از آن حرف‌ها و نسبت‌ها خبر نداشت. امين‌پور مسلماني بود كه نمي‌خواست به قدرت‌هايي كه مسلماني را بهانه مي‌كنند، حق بدهد. اين را همه ما مي‌دانيم.

وي همچنين خاطرنشان كرد: حتا ما، من و ساعد باقري، كه به‌عنوان نيروهاي مستقل در صدا و سيما كار مي‌كنيم، بارها از او خواسته بوديم كه به صدا و سيما بيايد و سخني بگويد، گفته بود من همين‌جا بنشينم و به شما مشورت بدهم، بهتر است.

او در ادامه تصريح كرد: از اين‌كه كسي در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي مي‌نشست و توقع داشت كه قيصر امين‌پور برود و مسلماني خودش را اثبات كند، دل‌خون بود.

محمودي همچنين گفت: اگر پيام تسليت بزرگان نبود، خيلي‌ها مي‌ترسيدند در مطبوعات و اطلاعيه‌هاي‌شان و اين طرف و آن طرف درباره‌ي قيصر امين‌پور سخن بگويند؛ چون قيصر هم دين‌دار بود هم آزاده. كساني كه به‌نام قلم انجمن تشكيل مي‌دهند، حاضر نشدند در فوت كسي كه در ميان اصحاب قلم از مسلمان‌ترها بود، اطلاعيه بدهند. كساني هم كه به‌نام نويسندگان، خانه تشكيل مي‌دهند، چون مي‌دانند كه قيصر چون دين‌مدار بود و سرسپرده‌ي آستان اميرالمومنين (ع)، بي‌تفاوت شدند.

وي در پايان ياد‌آور شد: خيلي از اين تجليل‌ها كه شنيديم و ديديم، يا مصادره‌ي قيصر به نفع قدرت بود، كه او اهلش نبود و يا طرد قيصر به‌خاطر اعتقادش، و اين دو نكته را بايد در بررسي شخصيت او بدانيم.

در ادامه، ساعد باقري نيز در سخناني گفت: اين اواخر بيماري جسمي قيصر به اين منجر شده بود كه مقداري دل‌نازك‌تر هم بشود. اگر هيچ‌گاه رنجيدگي او از نارواها در چهره‌اش پديدار نمي‌بود، اما اين اواخر معلوم بود. وقتي آخرين كنگره‌ي شعر جوان با وضعيت خاصي برگزار شد، پنج‌شنبه‌ي آخر كه گرد هم آمديم، قيصر گفت، بياييد اعلام كنيم فعاليت دفتر شعر جوان تعليق است؛ نه فقط به سبب اين‌كه بودجه‌ي لازم در اختيار گذاشته نمي‌شود، بلكه به سبب اين‌كه گويي اصلاً سر تحقير است.

اين شاعر‌ ادامه داد: اما در روز تشييع پيكر قيصر، اطلاعيه‌ي مديركل و ايستادن و گريه كردن و مصاحبه پشت مصاحبه ما را آتش مي‌زد و مي‌گفتم اي كاش آن گفت‌وگوهاي چهار روز پيش را ثبت كرده بودم؛ اما قيصر عزيز آن‌قدر بزرگ است كه همه را ببخشد.

حجت‌الاسلام ياري - امام جماعت مسجد الجواد (ع) - سخنران ديگر مراسم بود و با بيان روايتي از امام هادي (ع)، از قيصر امين‌پور به‌عنوان قيصر كلام و ادب و مظهر كامل يك معلم ياد كرد و افزود: قيصر اهل نشان دادن خود نبود و از اين جهت وقتي جايزه‌اي را با نامش نام‌گذاري كردند، مايل نبود و همچنين به اين دليل از او كم‌تر مصاحبه مي‌ديديم و او اين حركت‌هاي خودنمايي را آفت مي‌دانست.

در اين مراسم كه با مديحه‌سرايي مداح اهل بيت (ع) و قرائت سوره‌ي مباركه‌ي الرحمن همراه بود، علي موسوي گرمارودي نيز به بيان خاطره‌اي از امين‌پور پرداخت و شعري را به‌ياد او خواند.

يدالله مفتون اميني هم سه رباعي را كه در سوگ قيصر سروده بود و گروس عبدالملكيان نيز شعري براي حاضران خواند.

همچنين حسام‌الدين سراج دقايقي «ني‌نامه»ي قيصر امين‌پور را به آواز خواند.

علي انساني نيز ضمن بيان سخناني كوتاه به مديحه‌سرايي پرداخت.

در اين مراسم چهره‌هايي همچون: غلامعلي حداد عادل، محمدحسين صفار هرندي، محسن رضايي، حسن حبيبي، محمدباقر قاليباف، پرويز فتاح، علي شمخاني، محسن آرمين، عباس عبدي، علي حكمت، عبدالله ناصري، هادي خانيكي، محمدجواد حق‌شناس، احمد بورقاني و لطف‌الله ميثمي، و چهره‌هاي ادبي، فرهنگي همچون: محمدرضا شفيعي كدكني، رضا سيدحسيني، بهاءالدين خرمشاهي، محمدعلي بهمني، عبدالجبار كاكايي، ‌محمد سلماني، فرهاد ميرعابديني، جواد محقق، مصطفي رحماندوست، حسين آهي، رضا اميرخاني، محسن مؤمني، فاضل جمشيدي، داوود غفارزادگان، افشين علاء، مصطفي محدثي، پرويز بيگي حبيب‌آبادي، اميرعلي مصدق، م. مؤيد و... حضور داشتند.

+ نوشته شده توسط پوریا محمودی در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 و ساعت 19:11 |

قيصرامين پور پر كشيد - خانه شاعران معاصر ايران/حميد فروتن-ايسنا

حرف های ما هنوز ناتمام...

تا نگاه می کنی وقت رفتن است

بازهم همان حکایت همیشگی!

پیش از آنکه با خبر شوی

لحظه ی عزیمت تو ناگزیر می شود

آه و درد و حسرت و دریغ 

ناگهان چقدر زود دیر می شود

+ نوشته شده توسط پوریا محمودی در پنجشنبه دهم آبان 1386 و ساعت 15:58 |

 

بسم الله الرحمن الرحيم

با اندوه و دريغ ، خبر تلخ درگذشت شاعر فرزانه‌ي انقلاب، دكتر قيصر امين‌پور را دريافت كردم.

از دست دادن او براي اينجانب و براي همه‌ي اصحاب شعر و ادب، خسارت‌بار است. او شاعري خلاق و برجسته بود و هم‌چنان به سمت قله‌هاي اين هنر بزرگ پيش مي‌رفت.

درگذشت او آرزوهايي را خاك كرد، ولي راه فتح قله‌ها را اميد است دوستان و ياران نزديك و شاگردان اين عزيز ادامه دهند. او و دوستانش نخستين رويش‌هاي زيبا و مبارك انقلاب در عرصه‌هاي شعر بودند و بخش مهمي از طراوت و جلوه‌ي اين بوستان ، مرهون ظهور و رشد آن عزيز و ديگر دوستان همراه اوست.

خداوند پاداش خوبي‌هاي او را امروز كه بيش از گذشته به آن نيازمند است،‌ با كرم و فضل به او برگرداند و او را در آغوش رحمت و مغفرت خويش بگيرد.

به خاندان و بازماندگان و دوستان و شاگردان آن عزيز صميمانه تسليت مي‌گويم.

سيد علي خامنه‌اي

9 / 8 / 86

+ نوشته شده توسط پوریا محمودی در پنجشنبه دهم آبان 1386 و ساعت 15:49 |

سلام بر دوستان عزیزم

وبلاگی با عنوان

(مردی که آفتاب می سراید در گلویش)

 که ارائه دهنده نقطه نظرات شخصیت محبوب سید محمد خاتمی ست به تازگی راه هندازی شده.

آدرسشو بزاتون می ذارم حتما سر بزنید:www.khatamii.blogfa.com

+ نوشته شده توسط پوریا محمودی در پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386 و ساعت 17:38 |

نظر شما را به شعري از مقام معظم رهبري جلب مي نمايم:

 

سرخوش زسبوي غم پنهاني خويشم

چون زلف تو سرگرم پريشاني خويشم

 

در بزم وصال تو نگويم زكم و بيش

چون آيينه خو كرده به حيراني خويشم

 

لب باز نكردم به خروشي وفغاني

من محرم راز دل طوفاني خويشم

 

يك چند پشيمان شدم از رندي و مستي

عمريست پشيمان زپشيماني خويشم

 

از شوق شكرخند لبش جان نسپردم

شرمنده جانان زگران جاني خويشم

 

بشكسته تر از خويش نديدم به همه عمر

افسرده دل از خويشم و زنداني خويشم

 

هر چند امين بسته دنيا نيم اما

دلبسته ياران خراساني خويشم.

 

                                                                يا علي مدد

+ نوشته شده توسط پوریا محمودی در دوشنبه نوزدهم شهریور 1386 و ساعت 15:18 |

كتاب((شهر ديري ست كه رفته ست به خواب))مراحل پاياني چاپ را طي مي كند.

اين كتاب شامل شعرهايي سپيد و نيمايي و چند قطعه در قالب هاي كهن مي باشد.

 سهيل محمودي را بيشتر به عنوان غزل سرا مي شناسيم و صاحب آثاري چون فصلي از عاشقانه ها و عشق ناتمام و...

اما اين مجموعه آثار متفاوت او را در بر مي گيرد.نكاه تغزلي وي با دلمشغولي هاي اجتماعي اش در هم آميخته اند و به شكل شعر امروز عرضه شدند.

+ نوشته شده توسط پوریا محمودی در یکشنبه چهارم شهریور 1386 و ساعت 19:13 |

سلام بر دوستان عزیزم

براتون یه خبر جالب دارم.

همزمان با شروع ماه مبارک رمضان سهیل محمودی هر روز ستون ثابتی در روزنامه اعتماد ملی خواهد داشت و به بیان خاطراتش می پردازد.

+ نوشته شده توسط پوریا محمودی در یکشنبه چهارم شهریور 1386 و ساعت 18:23 |
سلام عزیزان 

من به سبب گرفتاری های فراوان تا چند وقت نیستم.   

مرا ببخشایید

 

یاعلی مدد 

+ نوشته شده توسط پوریا محمودی در شنبه پنجم خرداد 1386 و ساعت 10:10 |
                                                 بنام چاشنی بخش زبانها

                                               حلاوت بخش معنی در بیانها

سلام و بسیار سلام   درود و فراوان دورود

پوزش بنده را به سبب غیبت پذیرا باشید

برای شما عزیزان دلم یک هدیه عالی دارم...

یک غزل زیبا از سهیل محمودی را تقدیم شما عزیزان می کنم:

 

                                                      غزل تنهایی

دلم شکسته ترین شاخه ی درخت خداست

دل شکسته ی من نیز چون خدا تنهاست

 

به غربت دل من هیچ دل نمی سوزد

مباد هیچ کسی را دلی چنین که مراست

 

میان آینه ی چشمهای من قدری-

بخند!جلوه ی مهتاب نیمشب زیباست

 

به وقت فاصله،لبخند تو پلی ست عظیم

که بی گذشتن از این پل،عبور بی معناست

 

مگر که گام نهی در حریم کوچه ی ما

همیشه باز،نگاه تمام پنجره هاست

 

نگاهت،از سر من دست بر نمی دارد

چه فتنه ای ست که در چشمهای تو پیداست؟

 

سری به سینه بنه،ژاله باش داغ مرا

که دل،شقایق پژمرده ای در این صحراست

 

امیدوارم لذت برده باشید

نظر شما عزیزان مرا در بهتر کردن وبلاگ یاری می کند،پس دریغ نفرماید.

                                                   سبز باشید

                                                پوریا محمودی

+ نوشته شده توسط پوریا محمودی در سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385 و ساعت 22:41 |

روزنامه  شرق توقیف شد

هيات نظارت بر مطبوعات روزنامه‌ي «شرق» را روز دوشنبه به استناد تبصره‌ي ماده‌ي ‌12 و بر اساس بندهاي ‌1،‌2،‌4 و به ويژه بند ‌8 ماده‌ي ‌6 قانون مطبوعات، توقيف و پرونده‌ي آن را به دادگاه ارسال كرد.

به گزارش ايسنا، طبق تبصره ماده 12 قانون مطبوعات -استنادي هيات نظارت بر مطبوعات-، در مورد تخلفات موضوع ماده 6 به جز بند 3 و 4 و بند ب و ح و د و ماده 7، هيأت نظارت مي‌تواند نشريه را توقيف نمايد و در صورت توقيف موظف است ظرف يك هفته پرونده را جهت رسيدگي به دادگاه ارسال نمايد.

بند 1 ماده 6 قانون مطبوعات، نشر مطالب الحادي و مخالف موازين اسلامي و ترويج مطالبي كه به اساس جمهوري اسلامي لطمه وارد كند.

بند 2 ماده 6 قانون مطبوعات، اشاعه فحشا و منكرات و انتشار عكس‌ها و تصاوير و مطالب خلاف عفت عمومي.

بند 4 ماده 6 قانون مطبوعات، ايجاد اختلاف ما بين اقشار جامعه، به ويژه از طريق طرح مسائل نژادي و قومي.

و بند 8 ماده 6 قانون مطبوعات، افترا به مقامات، نهادها، ارگان‌ها و هر يك از افراد كشور و توهين به اشخاص حقيقي و حقوقي كه حرمت شرعي دارند، اگر چه از طريق انتشار عكس يا كاريكاتور باشد.

در متن ارسال شده از سوي دبيرخانه‌ي هيات نظارت بر مطبوعات آمده است: «اين هيات در تاريخ ‌19/ 5/ 1385 و به منظور حمايت از ادامه‌ي انتشار نشريه‌ي شرق به صاحب امتياز فرصت داد تا ظرف يك ماه نسبت به معرفي مديرمسوول جديد كه امكان نظارت بيشتر بر مطالب نشريه را داشته باشد اقدام نمايد كه صاحب امتياز در تاريخ ‌20/ 6/ 1385 با ارسال نامه‌اي تقاضاي مهلت دو ماه ديگر نمود.

ليكن با توجه به تخلفات مكرر روزنامه و عدم اصلاح در يك ماه اخير و خصوصا با توجه به انتشار كاريكاتور توهين‌آميز در يكي از شماره‌هاي اخير آن نشريه به اتفاق آراء روزنامه‌ي شرق را توقيف كرد و پرونده‌ي تخلفات اين نشريه را به دادگاه ارجاع نمود.همچنين در اين جلسه مجوز نشريات حافظ و خاطره به استناد تبصره‌ي ‌11 قانون مطبوعات لغو گرديد.»

مهدي رحمانيان در مورد انتشار كاريكاتور توهين‌آميز در يكي از شماره‌هاي اخير اين روزنامه كه در نامه‌ي هيات نظارت بر مطبوعات ذكر شده است، گفت: انتشار كاريكاتور توهين‌آميز را قبول ندارم.

مديرمسوول روزنامه شرق در گفت‌وگو با خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) اظهار داشت: در رابطه با تغيير مديرمسوول روزنامه، روز گذشته نامه‌اي به هيأت نظارت بر مطبوعات نوشتم و نامه ارسال شده است؛ اعتراض حق ماست و قطعا به اقدام هيأت نظارت بر مطبوعات اعتراض خواهيم كرد.

وي درباره‌ي موضوع انتشار كاريكاتور توهين‌آميز كه در متن اطلاعيه هيات نظارت بر مطبوعات آمده است، گفت: در يكي از صفحات شماره‌هاي اخير روزنامه، صفحه‌ي شطرنجي كشيده شد كه دو مهره‌ي سفيد و سياه در آن وجود داشت و براي ديده شدن و نمايان شدن مهره‌ي سياه بقيه‌ي خانه‌ها سفيد بود و هيچ مفهوم ديگري نداشت.

رحمانيان، وارد جزييات مطلب و تاريخ انتشار كاريكاتور نشد و در مورد اين كه آيا درخصوص تخلفات متعددي كه در اطلاعيه هيات نظارت اشاره شده، اخطاريه‌اي دريافت كرده است؟ گفت: اخطاريه‌اي دريافت نكردم به جز يك مورد و موارد متعدد را قبول ندارم.

مديرمسوول روزنامه‌ي شرق، درباره‌ي روند توقيف نشريات در هيات نظارت بر مطبوعات اظهار داشت: اين كار را از طرف هيات نظارت بر مطبوعات نمي‌دانم؛ هيات نظارت اگر مساله‌اي دارد بايد اين پرونده به دادگاه برود و دادگاه در اين مورد تعيين تكليف مي‌كند.

رحمانيان ادامه داد: قانون موارد توقيف نشريات را براي هيات نظارت بر مطبوعات مشخص كرده است. واكنش در مورد كاريكاتور جزو وظايف هيات نظارت بر مطبوعات نيست و نمي‌تواند به اين دليل روزنامه‌اي را توقيف كند و طبق قانون اين مورد جزو وظايف هيات نظارت بر مطبوعات نيست.

براي رفع اثر از تصميم هيات نظارت امروز دادخواست به ديوان عدالت اداري ارائه مي‌كنيم

استناد هيأت نظارت بر مطبوعات به تبصره و بندهاي قانوني داراي اشكال است

وكيل مدافع مديرمسوول شرق نيز گفت كه همين امروز دادخواست خود را مبني بر رفع اثر از تصميم هيأت نظارت بر مطبوعات به ديوان عدالت اداري ارائه خواهند داد.

عليزاده طباطبايي در گفت‌وگو با خبرنگار حقوقي ايسنا اظهار داشت: ما به اين تصميم اعتراض مي‌كنيم و دادخواست خود را براي لغو تصميم هيأت نظارت بر مطبوعات به ديوان عدالت اداري ارائه مي‌دهيم.

وي با بيان اينكه استناد هيأت نظارت بر مطبوعات به تبصره و بندهاي قانوني داراي اشكال است، تصريح كرد: استناد آنان به بندهاي 1، 2 و 4 ماده 6 قانون مطبوعات است كه بند 4 از تبصره ماده 12 براي توقيف نشريه مستثني شده است.

عليزاده طباطبايي خاطرنشان كرد: بند 8 ماده 6 درباره‌ي افترا به مقامات، نهادها و ارگان‌ها و مسوولان كشور در توهين به اشخاص حقيقي و حقوقي اگرچه از طريق انتشار عكس يا كاريكاتور است، اما ما نمي‌دانيم منظور كدام بخش كاريكاتور است و اينكه به چه كسي توهين شده است.

وي افزود: درباره‌ي توهين، به طور مشخص بايد كسي مورد خطاب توهين قرار بگيرد در حالي كه در كاريكاتور فردي مورد توهين قرار نگرفته است و فقط يك صفحه‌ي شطرنج است با دو مهره كه داراي چهره‌هاي متفاوت هستند.

وكيل مدافع مديرمسوول شرق افزود: بسيار عجيب است نمي‌دانم آقايان اين عكس را به كدام يك از مقامات، نهادها و ارگان‌هاي كشور تشبيه كرده‌اند.

عليزاده طباطبايي با تأكيد بر اينكه اقدامات قانوني را شروع خواهند كرد، اظهار داشت: بر اساس قانون، هيأت نظارت بر مطبوعات بايد ظرف يك هفته پرونده را به دادگاه ارسال كند ما نيز همين امروز دادخواست خود را مبني بر رفع اثر از تصميم هيأت نظارت بر مطبوعات به ديوان عدالت اداري ارائه مي‌دهيم.

وي موارد مطرح‌شده در ماده 12 قانون بدين شرح بيان كرد: نشر مطالب الحادي و مخالف موازين اسلامي و ترويج مطالبي كه به اساس جمهوري اسلامي لطمه وارد مي‌كند، اشاعه فحشا و منكرات و انتشار عكس و مطالب خلاف عفت عمومي، تحريص و تشويق افراد و گروه‌ها به ارتكاب اعمالي عليه امنيت و حيثيت نظام جمهوري اسلامي و افترا به مقامات و توهين به اشخاص، سرقت‌هاي ادبي، استفاده ابزاري از تصاوير، پخش شايعات و مطالب خلاف واقع و انتشار مطالب خلاف واقع عليه قانون اساسي است و در اين موارد هيأت نظارت مي‌تواند توقيف كند و پرونده را به دادگاه ارسال كند.

وي تأكيد كرد: اين در حالي است كه ما نمي‌دانيم به چه استنادي پرونده به دادگاه رفته است و هيچ‌يك از اين موارد را در مورد شرق صادق نمي‌دانيم.

عليزاده طباطبايي گفت: با توجه به اين كه در نامه آمده "جهت رسيدگي به دادگاه ارسال مي‌شود" و در نظر گرفتن اهميت مطبوعات، دادگاه بايد به آن فورا رسيدگي كند.

وكيل مدافع مديرمسوول روزنامه شرق ابراز اميدواري كرد كه سوءتفاهم مطرح‌شده برطرف شود تا اين روزنامه بتواند به كار خودش ادامه دهد.

وي خاطرنشان كرد: اگر روزنامه غيرقانوني توقيف شده باشد روزنامه مي‌تواند درخواست خسارت مادي و معنوي به استناد قانون اساسي و مسووليت مدني و ساير قوانين كند. اگر خسارت وارده عمدي باشد كسي كه خسارت وارد كرده بايد بپردازد و اگر غيرعمدي باشد دولت بايد بپردازد و قانون در اين مورد صراحت دارد.

توهين به مسوولان توهين به مردم است

جرايد داراي مخاطب بيشتر، مسوليت زيادتري دارند

كنترل محتوايي مطبوعات با هيات نظارت برمطبوعات است

فاطمه رهبر در ارزيابي از توقيف روزنامه شرق از سوي هيات نظارت گفت: هيات نظارت بر مطبوعات در خصوص هتك حرمت‌ها به اشخاص و ارزش‌هاي جامعه و مسايل غيراخلاقي در نشريات به وظيفه اش عمل كند.

رييس كميته رسانه‌هاي كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي در گفت‌وگو با خبرنگار ايسنا افزود: بحث كنترل محتواي موجود در نشريات و مطبوعات كل كشور زير نظر هيات نظارت بر مطبوعات است كه قطعا كنترل محتوايي مسووليتش با اين هيات است.

وي در ادامه گفت: اگر چنانچه نشريه‌اي از آن حد و حدود و شاخص هايي كه برايش مشخص شده عدول و از خط قرمزها عبور كند، قطعا بايد مراتبي طي شود كه در درجه اول تذكراتي است بر آن‌ها داده مي‌شود و در صورت عدم رعايت آن تذكرات قطعا كار به توقيف يا تعطيلي موقت يا دائمي مي‌ رسد.

نماينده‌ي تهران در مجلس خاطرنشان كرد: در چند وقت اخير با توجه به آن كه برخي از نشريات از خط قرمزها عبور كردند و با توجه به مسائل اخلاقي و سياسي و هتك حرمت‌هايي كه به شخصيت‌هاي مملكت داشتند و از حالت آزاد انديشي هم خارج شده و كار به بي‌حرمتي به ارزش‌ها و خواسته‌هاي مردم رسيده را از آن‌ها شاهد بوده‌ايم كه با آن‌ها برخوردهاي جدي شده است.

وي در خصوص متضرر شدن كاركنان روزنامه‌ي توقيف شده و چگونگي احقاق حق آن‌ها در مدت توقيف، گفت: برخي جرايد به دليل آن كه از حساسيت مطبوعات بالايي برخوردارند مخصوصا جرايد و مطبوعاتي كه مخاطب بيشتري دارند و در سطوح اقشار مورد استفاده بيشتري قرار مي‌گيرند، قطعا مسووليت آن‌ها زيادتر است؛ چرا كه بايد هدايت اذهان عمومي را در جهت صحت و سلامت اطلاعات رعايت كنند كه متاسفانه در برخي موارد ديده نشده است و اگر آن نشريه تعطيل يا توقيف موقت مي‌شود، مسوولان آن نشريه بايد جوابگو باشند و اگر هم بيكاري يا مشكلي در شغل كاركنان، خبرنگاران و اصحاب آن نشريه به وجود آيد، قطعا اين مساله به خود مسوولان آن نشريه برمي‌گردد. لذا بايد آن ها همه جانبه مراقب شرايط مي‌بودند كه چنين اتفاقي نيفتد.

رييس كميته رسانه‌هاي مجلس در مورد علت توقيف روزنامه شرق نيز گفت: ظاهرا قضيه از اين قرار بوده كه چندين بار به روزنامه شرق تذكر داده شده بوده و طي اين تذكراتي كه از سوي معاونت مطبوعاتي وزارت ارشاد اعلام شده هيچ گونه ترتيب اثري داده نشده است و حتي امتيازي كه به نشريه شرق داده بودند اين بوده كه دراسرع وقت مدير مسوول تغيير كند و روند كار روندي رو به اصلاح و سامان جدي باشد .

وي ادامه داد: ظاهر اين كار هم انجام نشده علي رغم اين كه يك امتياز به آن‌ها داده شده به اين موضوع بي‌توجه بوده‌اند و در نهايت در 5‌شنبه گذشته درج يك كاريكاتور كه با آن به مسوولان نظام توهين شده و طبيعتا توهين به مسوولان نظام توهين به مردم براي ما تلقي مي‌شود، لذا منجر به توقيف روزنامه شرق شده است كه قطعا بايد مسوولان مربوطه نشريه جوابگوي اين توهين باشند.

دادگاه بايد حكم توقيف مطبوعات را صادر كند

هيات نظارت بر مطبوعات بايد شكايت‌ها از هر نشريه را بررسي كند و به دادگاه بفرستد

عضو فراكسيون مطبوعات مجلس تصريح كرد: در بحث توقيف نشريات و روزنامه‌ها بايد به مساله كاركنان و مشكلات آن نشريه هم توجه شود.

حسن مرادي در گفت‌وگو با خبرنگار ايسنا در خصوص روند توقيف مطبوعات توسط هيات نظارت بر مطبوعات گفت: هيات نظارت بايد هر شكايت موجود از هر نشريه را بررسي كند و به دادگاه فرستاده شود و اگر دادگاه حكم توقيف داد، حكم توقيف صادره اجرا شود.

وي با بيان اين‌كه اين پروسه بايد طي شود، گفت: با توجه به ضرري كه از اين توقيف‌ها عايد كاركنان و خبرنگاران نشريات مي‌شود، بايد ملاحظه آن‌ها نيز رعايت شود.

نماينده اراك ادامه داد: قطعا اين مسايل بايد مدنظر قرار گيرد و اگر كسي تخلفي كرده نبايد ساير كاركنان زيان ببينند. مساله توقيف روزنامه شرق هم بايد بررسي شود تا ببينيم قضيه چه بوده و بايد مصداق را طبق قانون بررسي كنند. اگر مطلبي از مصاديق توهين به مسوولان نظام باشد، اين خلاف محسوب مي‌شود و اگر نباشد بايد رفع توقيف شود و حداقل كاركنان آن با مشكل مواجه نشوند.

مرادي معتقد است: در اين راستا تا زمان روشن شدن تكليف روزنامه‌هاي توقيف شده، اگر كاركنان آن‌ها تابع قانون كار هستند بايد طبق قانون كار به صورت موقت حق و حقوقشان داده شود. معمولا در اين گونه موارد يكي دو ماه روزنامه‌ مشكلي ندارد و مي تواند حقوق كاركنان خود را بپردازد، ولي اگر طولاني‌تر شود بايد قطعا فكري در اين راستا شود.

اولين شماره روزنامه‌ي «شرق» در تاريخ 02/06/1382 با مديرمسوولي رحمانيان منتشر شد؛ اين روزنامه يك‌بار در تاريخ 30/11/1382 از سوي شعبه‌ي 6 دادسراي ويژه‌ي كاركنان دولت توقيف و در تاريخ 07/12/1382 رفع توقيف شده بود.

+ نوشته شده توسط پوریا محمودی در سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385 و ساعت 2:51 |
+ نوشته شده توسط پوریا محمودی در یکشنبه دوازدهم شهریور 1385 و ساعت 2:6 |
ای عشق همه بهانه از توست

+ نوشته شده توسط پوریا محمودی در شنبه سی و یکم تیر 1385 و ساعت 19:47 |
سید بزرگوار
+ نوشته شده توسط پوریا محمودی در چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385 و ساعت 19:26 |
                                               فرهنگ و فوتبال
وقتي مي شنويم كسي گفته  كه سالن هاي فوتبال و فوتباليستهاي ما،ازسالن هاي تئاتروموسيقي وهنرمندان ما مهمتر است تأسف مي خوريم
آيامملكت ما را مينياتورهاي استاد فرشچيان و شعرهاي حافظ مي سازند يا فوتباليستي كه رژ لب مي مالد و تبليغ بازي مي كند؟
متأسفانه در مملكت امروز ما به فوتبال بيشتر از هنروادبيات اهميت مي دهند وهمين نقطه ضعف وكمبود ماست
دركشوري كه سالنهاي فوتبال فراوان،ولي سالنهاي موسيقي كم است درآينده اي نه چندان دور دچار مشكل   مي شود.
اگر به همين روال بگذرد جوانمرداني مانند:غلام رضا تختي،محمدرضاطالقاني و مرحوم دهداري از ياد مي  .روند و انسانهاي تازه به دوران رسيده و ازهمه جا بي خبر سركارمي آيند
بنده سوالي دارم،آيا آن دو فوتباليستي همديگر را كتك مي زنند بايد الگو باشند يا قيصرامين  پور كه سالها براي ادبيات اين مرزوبوم زحمت كشيده؟
درجهان ايران را به هنروفرهنگ وادبيات مي شناسندويكي ازنمونه هاي بارز آن شيفتگي گوته به حضرت .لسان الغيب«ع»وكتابي كه در مدح او نوشته است
اين مملكت را نه فوتبال مي تواند به تنهايي مي تواند بسازد ونه فرهنگ بلكه اين دوبايد درهم آميخته شوند
هم فرهنگ وادبيات و هم ورزش مي تواند انسان ها را از راه منحرف بازدارند.امابه شرطي كه هردوي آنها با انديشه و فكر باشد.
 
 
 قیصرامین پوراستاد محمود فرشچیان
 
 
  نويسنده:پوريا محموديمحمد رضا  طالقانی
+ نوشته شده توسط پوریا محمودی در چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385 و ساعت 2:3 |